تبليغاتX
یگان هفتصد و سی وبیل
وبلاگ سربازان یگان 732 در مرکز آموزش 01 نزاجا اعزامی 2/4/86
سلام

می بینم که همتون رفتین دنبال کارو زندگیتون و ازتون هیچ خبری نیست.من که فقط با رشید و عهدیه اس ام اس بازی می کنم و از بقیه بی خبرم.گفتم شاید بعضیاتون ندا آقا سلطان شدید و جان به جان آفرین تسلیم کردید در این اغتشاشات اخیر...

امیدوارم که زنده باشید و در هر جایی که هستید سالم سرزنده حال زندگی رو ببرید البته اگه محمود بذاره

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 16:38  توسط پیچ نمونه  | 

 با عرض سلام و خسته نباشید به تمام کهنه تفنگداران یگان ۷۳۲

می بینم که همگی زوارتون در رفته و حتی حال و هول ندارید یک کامنت بگذاریدتو وبلاگ

یا خوابیدیدتا خستگی خدمت از تنتون در بره

یا به دنبال پول در آوردنید....

 و یا شایدم مثل من به دنبال ازدواج

با این پست من همه بچه های یگان ۷۳۲ رو به مراسم ازدواجم در شهر اهواز و ایذه (دو تا مراسم داریم)در تاریخ پنج شنبه ۲۲/۱۲/۱۳۸۷  دعوت می کنم

اگر تلفنی میخواید واسه هماهنگی به این شماره پیامک بدید یا زنگ بزنید ۰۹۳۵۵۹۲۳۸۵۶

رحمان بهمنی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 18:24  توسط پیچ نمونه  | 

سربازای عزیز بازنشسته با این کسری که اعمال شد بالطبع مراسم کارت گیرون هم دو ماه جلوتر میافته، از همه عزیزان خواهش می کنم در نظرات همین پست هماهنگ کنن تا اون روز دوباره دور هم جمع شیم و یک رژه ی افتخاری هم تو لویزان بریم !!
دوشنبه، دوم دی، روز کارت گیرونه ! میتونیم همین روز و یا روزهای بعد قرار بذاریم، حالا هر کس نظری داره بگه، به نظر من لااقل می تونیم ناهار دور هم باشیم و یکم خوشی کنیم .. هر کس هم دوم دی مشکل داره و نمی تونه بیاد بگه که چه روزی براش مقدوره، نهایتا روی یک روز توافق می کنیم که اکثریت بتونن بیان.

خواهشا نپیچونین !!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 12:42  توسط مکزیکی  | 

به به ... میبینم که راه افتادین .. کجا بودین تا حالا !؟

از گنده ها خبر دارم که نامه کسری رو شنبه ای که گذشت دادن دولت که پخش کنن به وزارتخونه ها و زیربخشاشون، حداکثر تا آخر هفته آینده دستور میاد که سربازاتونو آزاد کنید! امریه دارا که مرخصیشون کیلویی مونده بپیچن، منتظر بخش نامه و این چیزا هم نباشن چون من خبرم کاملا موثقه، خیالتون راحت برین دنبال زندگیتون، دیگه دوران توهم تموم شد !! یک ماه الان کسر میشه یک ماهم آخر آذر. پس اگه مرخصیتون مونده بزنین تو گوشش !!

فصل جدیدی تو زندگیمون شروع شد ! پایان بدبختی های قدیم و قدم گذاشتن در مسیر بدبختی های جدید !! دیگه همه چی جدی شد ! نمیدونم بعد از این مدت آخرش چی شدیم .. مرد شدیم ؟ آدم شدیم ؟ پخته شدیم ؟ خورده شدیم ؟! حالا هرچی که شدیم یا نشدیم از یک چیز کلفت خلاص شدیم !! آرزو میکنم دیگه نبینین ازین چیزا تو زندگیتون ...
اینجا رو هم ول نکنین به امون خدا ! سربازیه تموم شد ولی رفاقت ما تازه اولشه.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 19:14  توسط مکزیکی  | 

سلام به همه 732 اي ها

 

وبلاگ چقدر خلوته ، مثل روزهاي اول اون شور و شوق رو نداره ! اميدوارم هر كس هر جايي هست خوش و سلامت باشه .

يه پيشنهاد دارم چطوره براي تنوع هم كه شده قالب وبلاگ رو عوض كنيم و يك قالب نو و با كلاس براش بزاريم ، شايد دوباره وبلاگ پا بگيره .

اين مدير وبلاگ هم كه هنوز بعد از 2 سال گروه 732 ياهو رو كامل تشكيل نداده .

 

 

خدمت هم كه تمام شد ، سخت يا آسون بود گذشت . فقط من يكي كه كلي دلم به حال سرباز ها سوخت چون به نظرم خدمت واقعي رو اونها مي كنند . ما كه هر روز برگ بوديم و خودم كه فكر نمي كنم سر جمع بيشتر از 10 شب تو پادگان مونده باشم .

 

يه خبر جالب هم دارم ، مثل اينكه قراره از اين به بعد به ليسانس وظيفه ها درجه «استواري» بدند !!! ما كه رفتيم نگران ......

 

روي ديوار گردانمون اين شعر رو نوشته بودند ، كه فكر كنم براي شما هم جالب باشه :

 

خيال كردم كه سربازي 2 سال است    

 

                             ندانستم كه عمر يك جــوان است

 

نگو خدمت ، بگو جهنــــــــــــــم غم    

 

                             كه نيرو كم و نگهــباني زياد است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:28  توسط دیازپام  | 

سسسسسسسسسسسسسسسلام

شنبه همین هفته میثم کوثری از ساری اومد اهواز و ۲۴ ساعتی با هم بودیم.جاتون خالی ...

یاد خیلی ازدوستان کردیم از رشید و عادل و جمال و سروین تا همایون و دکتر علی و مجید تقی لو نامرد و صاحب محمدی و افندی...

هرچند که غیر از عادل حسینی نیک هیچکس جواب تل ما رو نداد اما به هرحال در وسط کارون به یاد شماها چند نخی سیگار کشیدم و به خاطره های گذشته خندیدیم

میثم کوثری دکترا قبول شده علوم تحقیقات و اومده بود اینجا که از دانشگاه شوشتر بورس بگیره و فکر کنم کاراش تقریبا درست شده...

شب خوبی بود کلی خاطره مرور کردیم...

دوستان ۲ دره باز خودم اگه تونستن و وقتی کردن یک خبری از خودشون اینجا بذارن ما بدونیم زنده هستن یا مرده...

مثل مجید تقی لو نباشید که پیامک داده وارد وبلاگ شدم و مطلب گذاشتم میام سر می زنم می بینم اینجا هم پیچونده!!!

بابا به خدا اسم من بد در رفته.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 11:17  توسط پیچ نمونه  | 

سلام به همگی دوستان

ببخشید که تا حالا نشد بیام انشائالله از این به بعد هستم  یاد علیرضا بخیر (آخ جون پنیر) یاد سروین گوزو بخیر یاد همه بخیر 

دم همتون گرم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 23:11  توسط افسر سر  | 

بعله......

می بینم که همتون کلی حال کردید و دم دولت گرم سر می دیدید...

بدین وسیله قدم نورسیده رو به تمام پا به ماهها مبارک باش می گم...

با میزان کسر خدمت جدید از الباقی ۴ ماه خدمت رسمی ۷۳۲ ای ها فقط ۱ ماه ناقابل باقی می ماند و بس...

البته بماند آندسته از کله گندهایی که ۵-۶ ماه بسیجی کردن توش و حالا داران به تشکیلاتشون هوای تازه می رسونن و حالشو می برن...

از همینجا :

عادل نیکی

عهدیه

سروین

رشید

تقی لو

و...

رو می بوسم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 20:21  توسط پیچ نمونه  | 

چند روز پیش یه تماس نا موفق رو گوشیم افتاد!!!

شماره مال تهران بود.

تعجب کردم!

همینطوری شماره رو گرفتم

بگو کی بود؟

نه جون من حدس بزن....

خو بگو دیگه؟

.

.

.

.

.

با با سروان رحیمی بود

 کلی حال کردم که یه یادی از ما کرد بابا انده مرامه به خدا...نمی گم انده فرمانده بود اما جوون خوبی بود و هست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 17:37  توسط پیچ نمونه  | 

سلام

می دونم که خیلی بدتون میاد از این قربان.....خسته شدید از بس گفتید بله قربان چشم قربان درست می فرمایید قربان هرچه شما بگیید قربان و........

اما عزیزانم دیگه یواش یواش تمامه

اصلا ناراحت نباشید

افتاده تو سرازیری

 

قربان همتون برم من

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 10:30  توسط پیچ نمونه  | 

دوستان آمده ام باز که آهنگ و ترانه کنم آغاز که تا باز شوم قافیه پرداز و دهم خاطرتان را سوی ایام خوش آشخوری پرواز که پارسال حدود صدمین روز ز نوروز دل انگیز و دل افروز فارغ از هر چه گرفتاری و بیکاری و بیعاری و بیگاری شدیم عازم اجباری که گردیم همگی مرد، زاحساس طفولیت خود سرد، که در دایره ی زندگی خود نشویم پرت

 

القصه در ان مرکز 01 شدیم با همگی دوست

 

منو بهمنی و فیروز زارع ،عادل حسینی و مرتضی زارع ، عباس ادیبی با بهنام آسبان ، رشید و مهدی سلطانی و ارشادی و ارشد پورشبانان.خلاصه این رفیقان همه بودند آقا زاده، دوست خوبم محسن آقا علیزاده

 

ایام آشخوری ما همه با خنده و شادی و سبکبالی بشد طی.96 تا دلاور چن تا چاق و چن تا لاغر همه رفتند و شدند پخ در این نقشه ی خوش نقش

 

من که رفتم خطه ی کُرد

 

عادل افتاد شهر بجنورد

 

دکتر ارشادی تو پسوه بهنام آسبان اصفهونه

 

این تقی لو توی تهرون گمونم جوون بمونه

 

مرتضی زارع که رفتش مستقیم به خرم آباد

 

باغت آباد آخه اونجا رو دیگه کی نشونت داد

 

مهدی سلطانی پرندک بیست ماهه توهم تمومه

 

آسته آسته اندک اندک

 

این ابوالفضل میرجانگوم مثلن یه دیده بونه

 

توی تهرون پشت میزش استای مگس پرونه

 

سروین سرخابی خوش تیپ موندگار توی تهران

 

بهروز علی مددی هم مستقیم رفت شهر گرگان

 

این حسین منشوری رو کسی یادش هست

 

توی شاه آبادِ این جاست

 

خیلی پیر شد خیلی خسته س

 

بچه های زاهدان تو زاهدانن

 

آخه اونجا همشون امریه دارن

 

رحمانم پیچ نمونه افتاده بود لام( لشکر) اهواز

 

دیگه هر کسی میدونه خدمته تو پاچه ی ماست

 

دیگه کی کجا میتونه

 

یاد اون روزا نمونه

 

یاد اون روزای ورزش

 

چه روزایی که گذشتش

 

یاد اون روزای آخر

 

همه گریون بغل هم

 

هر جا هستی خوب و خوش باش

 

یکِ چارِ هفت سی ودو

 

دیگه هیچکس نمیاد جاش

 

 

 

با هزاران درود به همهی سی ودویی ها

 

و عذر خواهی از دوستانی که به دلیل محدودیت های شعر اسمی ازشون نیومد

 

برادران سلیمانی، امید کوچولو، آلبو طاها، یوسف زمانیان، صدیقی، سامان محمدی،کاک رحمان،آزاد گودرزی، مهدی محمدی،ایمان نامور، میثم فقیه الاسلام، علی ترابی، حاتمی،کازرانی،شورش احمدزاده، زندی فر، مسیح شاه حسینی،علی فیروز زارع، یخبان یکم،

 

و نفر چهارم صف اول رژه

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 22:5  توسط عهدیه  | 

 

این عکس زیر میز یکی از بروبچ هم خدمتی ماست ...

یادش بخیر ما از اینا شادتر بودیما ...

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 21:36  توسط مکزیکی  | 

 


سخت یا آسون، تند یا کند، گذشت ...

از نشستن و برخواستن ها، دویدن و عرق ریختن ها و پا کوبیدنها، آره، یکسال گذشت، و گذشت شادیها و خنده ها، کنار هم خوش بودنها ...

شروعش سخت و پایانش سخت تر، دنیای دیگه ای بود .. خوب ساختیمش، خوب گذروندیمش، انقدر خوب که خداحافظیش خیلی سخت تر از سلامش بود ... خیلی ...

یکساله شدن 732 مبارک بر 96 دلاور 730بیل.

تنتون سلامت، روز و روزگارتون خوش، جیباتون پر پول و ستاره هاتون پر فروغ.

مخلصیم.

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 23:2  توسط مکزیکی  | 

سلام.
گروهان، ما برگشتیم، خیلی وقت بود از وبلاگ دور بودم. به دلیل مشکلات فنی فجیع !
اینجا چرا انقدر سوت و کوره !!؟
بی معرفتا ستاره ها اثر کرد !!؟
کم کم داریم یک ساله میشیم، تا اون موقع فرصت دارین بیاین خودتونو معرفی کنین، اگه نیومدین عواقبشو که میدونین .. همون بلایی میاد سرتون که سر اون جناب نفر اومد !
گویا نام کاربری دوستان غیرفعال شده، این مشکل خودبخود و از طرف بلاگفا پیش میاد .. از بس که پست نمیزنین ..
جمال عزیزم، پوریا جان، کاربریتون فعال شد، پسورد جدید رو فرستادم به آدرس ایمیلتون. سایر دوستان هم اگه با کاربریشون مشکل داشتن تو نظرات همین مطلب اعلام کنن تا ردیفش کنیم.
مخلص تک تکتون.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 20:22  توسط مکزیکی  | 

با سلام

با مقاله «اسلام و شمشیر» در وبلاگم در خدمت شما هستم . خوشحال میشم سر بزنید و نظر بدید .

http://mantegh-abdughkhiyar.blogfa.com/

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 13:17  توسط دیازپام  | 

سلام به همه دوستان هم خدمتی سابق و جدید!

سال نو را تبریک میگویم و امیدوارم که سال خوبی برای شما و خاتواده های محترمتان باشد.

من که تا ۱۷ فروردین تعطیل می باشم!(بدون اینکه مرخصی بگیرم!!!!)شاید باور نکنید،اینجا اینقدر خوش میگذره که من هنوز از مرخصی هایم استفاده نکردم! تا کنون به ماموریتهای بوشهر،شیراز و تهران (وزارتخانه) اعزام شدم.به نظر من توی هیچ کجای ایران به اندازه جائی که من خدمت میکنم، ممکن نیست به کسی خوش بگذره! خدا را شکر که بهترین فرمانده ای که تا به حال دیدم، نصیب بنده شده و باید قدرش را بدانم.برای تک تک شما آرزوی موفقیت و کامیابی می نمایم.  

   حقوقدان یکم ( دژبان یکم و یخ بان یکم سابق)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 9:54  توسط یخ بان یکم  | 

سلام عید همتون مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 22:7  توسط سامان منشی  | 

درووووووود

و

دو صد بدرود از جمع آش و خورندگان و پزندگان و تقسیم کنندگان و نگهبانی دهندگان آش!!!!!!!!!!!!!!!

 

بله دوستان

اینجانب پیچ نمونه طی یک عملیات پیچید متشکل از تاکتیکهای آفندی و پدافندی به درجه رفیع معافیت از خدمت نایل شده و قول می دهم در آن دنیا در جوار حضرت فخاری در امر مراقبت و نگهداری (البته می دونید که من به اندازه اون عزت نفس ندارم!!!!) و شاید هم بهره برداری از حوریان بهشتی وظایف پیچ در پیچ خود را به انجام برسانم.

در این راستا از تمام بر و بکسی که در لشکر ۹۲ زرتکی ببخشید زرهی مانده اند و در حال سپری کردن عمر با عزت خود در الافی هستند و مرا در امورات پیچیدن یاری می کردند قدردانی کرده و قول می دهم بیش از پیش در این کلبه یادی از آنان کنم

نفر اول

رشید یکینی

وزنه بردار اسبق تیم ملی جامایکا

عاشق فعلی تاکسی های کرایه خط اهواز - ماهشهر

و یک بابای خوب و مهربون در سال آینده ((((((((((((بگو ایشالله))))))))))))))

این بنده خدا در کمال صحت و سلامت جسمی هستش اما روحی رو من نمی تونم تضمین بدم!!!خیلی نامردی کردم که رفیق نیمه راهش شدم اما خوب تمام سعیم رو می کنم که در آینده جبران کنم

نفر دوم

تیمسار دو غینی!!!!

این یکی رو رشید فقط معنیشو می تونه براتون بگه و من شرمنده ام که نمی توانم معادل لریش رو براتون بگم!

طی آخرین اخبار موثق به بازداشت!! حبس!! زندان و شکنجه و سر انجام  تبعید به مناطق جنگی عراق محکوم شده

علتش؟

شاشیدن تو اعصاب جانشین فرمانده کل قوا در حین بازدید از لشگر ۹۲

چند نفری هم هستن که از راه دور اون لبهای آبدارشون رو می بوسم

مکزیکیشن مَن (باز یگر نقش جنیفر لوپز در فیلم دنس ویت می)

عهدیه(چشم و چراغ خونم عزیز دلم قربونش برم الهی)

سبیل بزرگ عادل نیکی(تنها لوتی و مشتی تهرونیهای بی مرام)

برادر شهید حضرت حجت السلام و المسلمین فخاری(چه حالی می کنیم دونفری اون دنیا)

گرازی ببخشید گزاری عذر می خوام منجنیق (آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ سرم شکست)

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 16:17  توسط پیچ نمونه  | 

سلام به همه بچه های یگان ۷۳۲

  به اطلاع می رسانم که اینجانب پوریا افندی ( یخ بان یکم سابق ) پس از آنکه در لشگر ۹۲ زرهی اهواز به عنوان ارشد دژبانان لشگر ۹۲زرهی انتخاب شدم و توانستم استعدادها و توانائیهای خود را نشان بدهم، طی مدت زمان کوتاهی با ارتقای درجه به عنوان مامور و رابط حقوقی لشگر ۹۲ زرهی اهواز در وزارت دفاع ج.ا.ایران منصوب و مشغول به خدمت شدم. اخیرا" نیز پس از آنکه موفق شدم وظایف محوله خویش را به نحو احسن و به طور کامل، به انجام برسانم، با حفظ سمت قبلی، به عنوان کارشناس ارشد حقوقی و قضائی نیروهای نظامی (ارتش،سپاه،بسیج) استانهای خوزستان، فارس، بوشهر، کهگیلویه و لرستان در وزارت دفاع ج.ا.ایران، منصوب گردیدم.

امیدوارم با دعای خیر شما، بتوانم همچون گذشته، از عهده این مسوولیت خطیر و بسیار حساس برآیم.

برای تک تک شما عزیزان نیز در هر کجا و هر مرحله ای که هستید، آرزوی موفقیت و سلامتی می نمایم.

و من ا... توفیق

                    حقوقدان یکم جدید ( دژبان یکم سابق)  

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 14:23  توسط یخ بان یکم  | 




این یکی از دستاوردهای عملیات دسته سبیل هست، عکس های دیگه در گروه یاهو موجوده ...
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 22:19  توسط مکزیکی  |